نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟

نروید گل ز خار خشک اگر صد نوبهار آید

دلم از رفتن غم شادمان گردد، چه می‌داند

که گر یک غم رود از سینه‌ام بیرون، هزار آید

به مستی سر برآور، یا به ننگ هوش تن در ده

قبول آن مکن هرگز که از یک دل دو کار آید

مرا هم یاد آید بیخودی‌های سرشک خود

چو بینم بیدلی را گریه بی‌اختیار آید

نسیم شرطه طوفان است دریای محبت را

زهی حرمان، اگر زین بحر کشتی بر کنار آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تیره‌روزی و غم ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اشک و اندوه او به مانند گلی نیست که در ایام بهار شکفته شود، زیرا غم‌های او به دنبال یکدیگر می‌آیند. او از درد جدایی و یاد معشوقه‌اش می‌گوید و تاکید می‌کند که در عشق، نمی‌توان همزمان دو کار کرد. همچنین، شاعر به بیدلی و گریه بی‌اختیار خود اشاره می‌کند و در پایان، به طوفان و حرمان در دریای محبت اشاره می‌کند، که نشان‌دهنده دشواری‌های عاشقانه است.