نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

در مجلسی که احباب شرب مدام کردند

نوبت به ما چو افتاد آتش به جام کردند

اینجا غم محبت، آنجا سزای عصیان

آسایش دو گیتی بر ما حرام کردند

از بس که شیشه‌ها راست، از هر طرف سجودی

میخانه را ز طاعت، بیت‌الحرام کردند

چون ساغر شکسته در دیده‌ها نمی‌نیست

اسباب گریه امشب گویا تمام کردند

در چاره وصالت کان را کسی ندانست

سوداییان زلفت صد فکر خام کردند

بتخانه از بتان پر، میخانه از حریفان

این خانه تهی را، چون کعبه نام کردند؟

دارند پارسایان دایم ز وجد، مستی

آب حلال خود چون بر ما حرام کردند؟

در روزگار دوری گویا نمی‌شود روز

یک شام ناشده صبح، صد صبح شام کردند

از خیل کامجویان، قدسی کناره بهتر

کاین قوم، عاشقان را بی ننگ و نام کردند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف یک مجلس می‌نویسد که در آن دوستان مشغول نوشیدن الکل هستند. وقتی نوبت به شاعر می‌رسد، احساساتی از جمله غم عشق و پیامدهای نافرمانی در او به وجود می‌آید. او به تضاد بین آسایش و رنج در دو جهان اشاره می‌کند و می‌گوید که میخانه به دلیل عبادت، شبیه بیت‌الحرم شده است. همچنین، ابراز ناامیدی از دیدن شیشه‌هایی که همچون اشک در چشم او جاری می‌شود، و ناکامی در رسیدن به وصال محبوب را می‌کند. شاعر در نهایت به بی‌معنا بودن عناوینی که بر این مجامع می‌گذارند اشاره دارد و می‌گوید که زندگی عارفان و پارسایان نیز در این میخانه به حرام تبدیل شده است. این شعر در واقع، نقدی بر وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه و چالش‌های عاشقان در پیوند با عشق و می‌نوشی است.