نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سنبل زلف تو خط بر سنبل تر می‌کشد

سرو قدت حلقه در گوش صنوبر می‌کشد

کعبه دردی‌کشان باشد مقامی کز شرف

بهر تعمیرش، خم می خشت بر سر می‌کشد

کم مبادا از سر ما سایه داغ جنون

کی سر شوریده‌حالان ننگ افسر می‌کشد؟

شرمسار دیده‌ام شبها که از پهلوی او

آسمان از دامنم تا روز اختر می‌کشد

بار دیگر سوی دل بین تا شود کارش تمام

نیم‌بسمل انتظار زخم دیگر می‌کشد

من که در بزم تو راهم نیست بیهوشم چنین

حال دل چون است کز دست تو ساغر می‌کشد

بستر راحت نمی‌دانم که از گردون که خواست؟

اینقدر دانم که شب تا روز اخگر می‌کشد

سربلندی می‌کند اشکم به یاد قامتت

خویش را شب‌ها ازان بر چشم اختر می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساسات عمیق عاشق را به تصویر می‌کشد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند "سنبل زلف"، "سرو قد" و "خمار آسمان"، به ستایش زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و نشان می‌دهد که عشق و دلتنگی او چقدر عمیق و شدید است. او همچنین به حالاتی چون جنون، انتظار و شرمساری در عشق اشاره می‌کند و به نوعی تضاد بین خوشی و درد ناشی از عشق را نشان می‌دهد. در نهایت، شاعر با گریه و اشک در یاد معشوق زندگی می‌کند و تصریح می‌کند که این احساسات لحظه‌ای از زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد.