شمارهٔ ۲۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داده عشقم باده نابی که میسوزد مرا
خوردهام از جام خضر آبی که میسوزد مرا
شب فغانم رفته بود از یاد مطرب صبحدم
زد به تار چنگ مضرابی که میسوزد مرا
تازه عاشق گشتهام چشمم ز خون دل پر است
باز در جو کردهام آبی که میسوزد مرا
قبله بتخانه را گویند ابروی بت است
در نماز این است محرابی که میسوزد مرا
شد مقیم گوشه ویرانهای بر یاد دوست
یافت قدسی گنج نایابی که میسوزد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است با مضامین عاشقانه و عارفانه. شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید و نمادهایی از نوشیدن باده و آبی به عنوان نمادی از عشق و سوزش در دل را به تصویر میکشد. او از تجربهای معنوی حرف میزند که در آن آواز و موسیقی احساساتش را تحت تأثیر قرار داده و یاد معشوق او را در گوشهی تنهایی و یاد ویرانهای به تصویر میکشد. در کل، این شعر به عمق عشق و اشتیاق روی میآورد و به تأثیرات روحی و احساسی آن اشاره دارد.