نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود

تا شده جامم تهی، صد دل ز خون پر می‌شود

پیش ازان کز بیخودی بر تن درم پیراهنی

عالم از رسوایی‌ام بنگر که چون پر می‌شود

کی به گل‌چیدن چو بیدردان به گلشن می‌روم؟

تا مرا دامن ز اشک لاله‌گون پر می‌شود

ساغرم بر کف تهی و سر پر از سودای خام

حیرتی دارم که چون ظرف نگون پر می‌شود؟

چون صباح عید، رندان شیشه‌ها پر مِی کنند

دیده ما هم ز خون بهر شگون پر می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ احساسات عمیق و درونی شاعر است که در باده‌نوشی و پر شدن جام‌ها به تأمل می‌پردازد. شاعر از حس تنهایی و شکست احساس می‌کند و از دنیا و رسوایی‌اش می‌گوید. او به دنبال آرامش و به دست آوردن عشق و خوشبختی است، اما با اشک و درد مواجه است. در نهایت، او به زیبایی روزهای خوب و شاداب فارغ از غم‌ها اشاره می‌کند. این شعر نمایان‌گر ناامیدی و امید در عین حال است.