شمارهٔ ۲۱۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
مرهم وبال سینه افگار کس مباد!
بس دلشکستهایم ز آسودهخاطری
یا رب که عافیت پی آزار کس مباد!
شادم به کوچهگردی عالم چو آفتاب
آسایشم ز سایه دیوار کس مباد!
شد زهد شیخ و برهمن آمد به راه عشق
دل در گرو به سبحه و زنار کس مباد!
تا دل به خون خویش نغلتد، نمیشود
این صید خونگرفته، گرفتار کس مباد!
قدسی ز غنچه دلت آتش علم کشید
این گل، نصیب گوشه دستار کس مباد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجربههای دردناک و دلشکستیهای انسان اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هیچکس نباید از آزار و رنج بیخبر باشد و آرامش حقیقی برای دیگران نیز نباید به هزینهی آنها به دست آید. او از زیر سایه دیوار و در میانهی زندگی و عشق، به دنبال حالتی است که در آن دیگران دچار رنج و سختی نشوند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که تا وقتی دل به درد نرسد، نمیتوان به شادی و آرامش واقعی رسید. در نهایت، او به زیبایی و اهمیت عشق و علم در زندگی اشاره میکند و میگوید که هیچکسی نباید از این ارزشها محروم شود.