نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا

صید پیکان‌خورده داند لذت تیر ترا

جز حدیث بیستون در بزم شیرین نگذرد

آفرین ای ناله فرهاد تاثیر ترا

جور کن چندان که بتوانی که روز بازخواست

بر زبان شکوه شکر آید عنان‌گیر ترا

از چه خاکی ای دل ویران که از روز ازل

هیچ‌کس از پیش خود نگرفت تعمیر ترا

بر در دیوانگی زد بر سر کوی تو دل

تا به گردن افکند زلف چو زنجیر ترا

صید دل نزدیک و تیر غمزه دائم در کمان

ای شکارانداز باعث چیست تاخیر ترا؟

گر خطایی رفت قدسی حرف نومیدی مزن

کی کریمان بر تو می‌گیرند تقصیر ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از عشق ناتمام می‌پردازد. شاعر از درد و زخم‌های عشق سخن می‌گوید و اشاره به لذت‌های تلخ عشق دارد. او به ناله فرهاد اشاره می‌کند که نشان‌دهنده جدایی و غم‌های عشق است. شاعر بر این باور است که در روز قیامت یا روز حساب، همه باید به شکایت‌های خود بپردازند و در این بین، او از دل خویش می‌پرسد که چرا هیچ کس مراقب حالش نیست. در پایان، شاعر از کسی که قصد تیراندازی به دل او را دارد می‌پرسد که چرا این کار را تاخیر می‌اندازد و به دیگران هشدار می‌دهد که نباید ناامید شوند، زیرا خطاها قابل بخشش هستند.