شمارهٔ ۲۳۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد
به بالای غم من ریز گو هرکس غمی دارد
طبیعی نیست با مردم، تواضعهای میخواران
ملایم مینماید خار تا اندک نمی دارد
من از تنهایی خود گر زنم فریاد، معذورم
چرا نالان بود بلبل که چون گل همدمی دارد
رکاب آن سوار آخر به دستم خواهد افتادن
نیم نومید من هم، گر سلیمان خاتمی دارد
مصیبت دیده پهلوی طربناکان ندارد جا
بیا گو در صف ما باش هر کو ماتمی دارد
ز چوب خشک، خوبان میتراشند آشنا قدسی
نگر چون زلفشان از شانه هر سو محرمی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و غم انسانها و ارتباط آنها با یکدیگر میپردازد. شاعر میگوید که درد دلکشیدن نوعی از زندگی و تجربه است و همه کس که غمی دارد، میتواند با او همدردی کند. او اشاره میکند که تواضع و محبت در رفتار با دیگران طبیعی نیست، و در این دنیا افرادی که غم و درد دارند، اگرچه میتوانند شاد به نظر برسند، اما در واقع در جستجوی همدمی هستند. شاعر همچنین به تنهایی خود و نیاز به همدمی اشاره میکند و از اینکه در شرایط سخت میتواند فریاد بزند، سخن میگوید. در نهایت، او به این نکته میرسد که در جمع افرادی که در معرض مصائب هستند، باید حاضر بود و این خود نشانهای از همدلی و همترازی در دردهای انسانی است.