نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هنوز از ناله‌ای صد شعله در جان می‌توانم زد

نوای عندلیبی در گلستان می‌توانم زد

بهار گلشن خونین‌دلان چون بشکفد، من هم

سری چون غنچه بیرون از گریبان می‌توانم زد

هنوزم سینه افسرده یک دوزخ شرر دارد

شبیخون دگر بر داغ حرمان می‌توانم زد

هنوز از گریه چشم تر نشسته دامن مژگان

ز مژگان طعن لب خشکی به طوفان می‌توانم زد

مکن ای باغبان عشق بیرونم ازین گلشن

که جوش شیونی با عندلیبان می‌توانم زد

هنوز اندر میان تیره‌بختان، از سر زلفی

به نام بخت خود، فال پریشان می‌توانم زد

هنوز از حسرت زلفی میان بی‌سرانجامان

به آهی شعله در گبر و مسلمان می‌توانم زد

کفن را در لحد از بس به خون دیده آلودم

به محشر خیمه پهلوی شهیدان می‌توانم زد

مکن گو دیگری تحریک قتلم پیش او قدسی

که چون پروانه خود بر شعله دامان می‌توانم زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی احساس عمیق درد و ناامیدی شاعر است. او از توانایی خود در بیان ناله‌های دل‌شکسته و ایجاد نوایی مانند پرنده‌های باغ سخن می‌گوید. شاعر به زیبایی به بهارشکفتن در دل‌های محزون اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد که هنوز هم می‌تواند احساسات خود را بروز دهد. همچنین، او به حسرت و غم‌هایی که از عشق و بی‌وفایی به جانش نشسته اشاره می‌کند. در عین حال، درخواست می‌کند که از او جدا نشوند و او را از گلشن عشق بیرون نکنند. شاعر با بیان تصاویری از غم و سوگ، به قدرت و شدت احساسات خود تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که باوجود تمام دردها، هنوز امید دارد و می‌تواند با صدای خود، پیامی را به گوش برساند.