شمارهٔ ۲۴۳ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
سینه افلاک از داغ کواکب پاک شد
پا ز عزت بر زمین ننهد ملک در شهر عشق
بس که در هر کوچهاش جسم عزیزان خاک شد
اتحادی هست با خونیندلانم، زان سبب
غنچه پیراهن درید و سینه من چاک شد
بر فروزد عارض معشوق از اظهار نیاز
روی گل از شرم عشق بلبل آتشناک شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف عمیق و درد عاشقی است. شاعر از تأثیر عشق بر عالم هستی سخن میگوید و اینکه عشق بهقدری قوی است که قدرتها و زیباییهای آسمان را تحت تأثیر قرار میدهد. وجود اشیاء و عزیزان در شهر عشق نشاندهنده احساسات عمیق و دردهایی است که عاشق متحمل میشود. همچنین، شاعر به احساسات و نیازهای معشوق اشاره میکند و از شرم بلبل در برابر عشق و زیباییهای معشوق یاد میکند که نشاندهنده زخمها و تنشهای ناشی از عشق است.