شمارهٔ ۲۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
چو نمیکنی نگاهی به ستم مران خدا را
نکنی اگر نوازش مشکن دل گدا را
همه حیرتم که هرگز چو نبوده آشنایی
به جهان که گفته چندین سخنان آشنا را
چو شدی تمام خواهش چه زنی در اجابت؟
به دم فسرده هرگز نبود اثر دعا را
شده قاصد آنچنان کم به میان دوستداران
که ز مصر سوی کنعان نفتد گذر صبا را
نفسی ز من نگشتی دل نازک تو غافل
به تو گر خدای دادی دل مهربان ما را
ز طراوت جمالت به هزار دیده مرغان
نکنند فرق از هم به چمن گل و گیا را
غم عشق را به صد جان چو کنند بیع قدسی
ندهی ز دست ارزان گهر گرانبها را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات و آرزوهای عاشقانه شاعر پرداخته است. شاعر از غفلت معشوق از درد و رنج دلش گله میکند و میگوید که اگر توجهی به او نکند، کار برایش دشوار خواهد بود. او از تضادهای زندگی و تلاش برای جلب محبت معشوق صحبت میکند و به زیباییهای عشق و طبیعت اشاره میکند. در پایان، شاعر اشاره میکند که عشق را نمیتوان با مال و ثروت سنجید و گنج واقعی در محبت و توجه به یکدیگر نهفته است.