شمارهٔ ۲۶ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چند سوزد برق غم مشتی خس و خاشاک را
آتشی خواهم که سوزد خرمن افلاک را
چشم ما پاک است چون خورشید از آلودگی
دامن پاکی بود شایسته چشم پاک را
شوق آتش تا نسازد خلق را گرم گناه
چون برون آیی بپوش آن روی آتشناک را
بهر قتل عشقبازان دیر میآید اجل
رخصت یک غمزه فرما نرگس چالاک را
بر سر خاک شهیدان بیش از این قدسی منال
چند دردسر دهی آسودگان خاک را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عواطف و احساسات عمیق خود اشاره دارد. او میگوید که درد و اندوه کوچک نمیتواند با آتشی بزرگ که قادر به سوزاندن آسمانها است، مقایسه شود. چشم او پاک و بدون آلودگی است و بر این اساس، او به دنبال پاکی و زیبایی در عشق است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که عشق ممکن است باعث تکان خوردن مردم به گناه شود و او به معشوقش میگوید که گاهی به راحتی میتواند نظر اندازد و دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، او از اینکه بر سر خاک شهیدان، بیشتر از این آزردگی ایجاد شود، ابراز نارضایتی میکند.