شمارهٔ ۲۶۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند
بگردد روی بخت از من، گر از من رو بگرداند
دلم را ضعف غالب شد، ز ننگ لاغری ترسم
عنان از صید من عشق قوی بازو بگرداند
بود گر سبحه از خاکم، مسلمان بگسلد تارش
شوم گر شعله، ز آتش روی خود هندو بگرداند
نه تنها بت ز من برگشته همچون روزگار من
ز ننگ سجدهام، محراب هم ابرو بگرداند
به بازار جهان، جنس وفا را کس نمیگیرد
دلم تا کی متاع خویش را هر سو بگرداند
نسیم صبحدم هرچند باشد محرم گلشن
گر از رشکم شود آگاه، از ره رو بگرداند
به جست و جوی او هر لحظه صد ره چشم گریانم
مرا چون قطره خون بر سر هر مو بگرداند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از ترس و اضطراب خود نسبت به تأثیر دیگری بر زندگیاش سخن میگوید. او نگران است که عشق و زیبایی محبوبش ممکن است دورش کند و بختش را از او بگرداند. احساس ناتوانی و شرم از وضعیت خود، او را آزار میدهد. شاعر همچنین اشاره میکند که حتی عبادت و سجدهاش نیز تحت تأثیر این احساسات قرار گرفته و از او دور میشود. او میگوید که هیچ کس در جهان به وفا و وفاداری اهمیت نمیدهد و دلش در جستوجوی عشق به سر میبرد، اما این جستوجو همیشه با درد و اشک همراه است. شاعر با تصاویری زیبا و احساساتی عمیق، حال و هوای ناامیدی و دلتنگی خود را به تصویر میکشد.