نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زخم خار آرزوی آبله پا باشد

غنچه را غیر شکفتن چه تمنا باشد؟

به جز از سبحه ندیدیم ز دل راه به دل

ورنه بایست دلت را غم دلها باشد

تا بود قطع تعلق، سر پیوند کراست؟

ما و شمشیر تو، سوزن ز مسیحا باشد

سرفرازی چو درین بزم به خدمت گروست

صرفه شمع در آن است که برپا باشد

چه عجب گر دلت از حال دلم آگه نیست

صورت حال که در آینه پیدا باشد؟

تا ز مهر تو نیفتد به غلط ساده‌دلی

کاش داغ جگر لاله هم از ما باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات عمیق و آرزوها می‌پردازد. شاعر به نمادهای مختلفی اشاره می‌کند، مانند زخم و غنچه، که نشان‌دهنده‌ی درد و امید است. او بر این نکته تأکید می‌کند که در زندگی، بسیاری از احساسات از دل به دل منتقل نمی‌شوند و گاهی انسان‌ها از حال یکدیگر بی‌خبرند. همچنین، اشاره به عشق و وابستگی نشان می‌دهد که این احساسات ممکن است ما را دچار اشتباه کنند. در نهایت، شاعر با دردی عمیق از جدایی و عواطفش سخن می‌گوید و آرزو دارد که حتی داغی که در دل دارد، از آن معشوقش باشد.