شمارهٔ ۲۶۷ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟
گر تو پروا کنی از چرخ، چه پروا باشد؟
هرکه را خورد دل از چاه زنخدانی آب
تشنه لب میرد، اگر بر لب دریا باشد
ناخن تیشه عاشق چو شود عقدهگشای
نگذارد که گره در دل خارا باشد
هیچکس نیست که محتاج نگردد به فلک
بازگشت قدح آخر سوی مینا باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به بیان احساسات و حالات عاشقانه میپردازد. او اشاره میکند که اگر کسی به غم و مشکلات دنیا توجه کند، برای او راهی برای نجات وجود نخواهد داشت. همچنین، اگر کسی قلبش به عشق کسی گره بخورد، حتی در برابر عشقهای بزرگ خفه میشود، مگر این که عشقش را آزاد کند. شاعر به این نکته هم اشاره میکند که هیچ کسی نمیتواند از نیاز به سرنوشت و مقدرات فرار کند، و در نهایت همه به سوی سرچشمهٔ عشق و شوق خود بازمیگردند.