نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۴ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد

آیینه که از شیشه بود زنگ نگیرد

تا عرصه مشرب نکشم باز، عنان را

جا بر دل من وسعت اگر تنگ نگیرد

آزاده دل آن است که در ترک تعلق

گر در خم نیلش فکنی، رنگ نگیرد

کی خصمی ظاهر شکند نسبت اصلی؟

چون شیشه تواند طرف سنگ نگیرد؟

آن را که اثر کرد به دل، زاری بلبل

گل چیست، که خواهد می گلرنگ نگیرد

رنگینی گلشن بود از نغمه بلبل

بی‌زمزمه‌ای، بزم طرب رنگ نگیرد

آهنگ گلستان نکند باد صبا صبح

تا رخصتی از مرغ شباهنگ نگیرد

با غنچه بگویید که خون شد دل بلبل

بر خنده کسی راه چنین تنگ نگیرد

زان رنج خمارم کُشد امشب، که صراحی

بر گردن خود خون من از ننگ نگیرد

حسرت نگذارم به دل خویش چو قدسی

دامان تو گر حیرتم از چنگ نگیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات و تجارب انسانی است که در آن به جستجوی آزادی و عدم وابستگی اشاره شده است. شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی مانند شیشه و سنگ، بیان می‌کند که هیچ‌چیز نمی‌تواند او را به قید و بند درآورد و حتی در سخت‌ترین شرایط نیز روح آزاد باید بماند. همچنین، نسبت به تأثیر عشق و احساسات بر زندگی و طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که بدون موسیقی و زیبایی، زندگی رنگ و طعمی ندارد. این شعر به نوعی تلاشی است برای فهم عمیق‌تر از وجود و روابط انسانی.