نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند

حرف زلفت بر ورق خط را چلیپا می‌کند

تا نباشد هیچ عضوی بر تنش بی درد عشق

لاله داغ خویش را قسمت بر اعضا می‌کند

عالمی را ابر نیسانی به طوفان می‌دهد

تا به دریا قطره‌ای را در صدف جا می‌کند

آنکه پیشش اعتباری نیست عمر خضر را

کی ز حال کشتگان خویش پروا می‌کند

از هجوم تیرباران غمت در سینه‌ام

ناله جای خود به صد تشویش پیدا می‌کند

بر دل ما دارد از روی محبت نکته‌ها

کی کند با دیگران عشق آنچه با ما می‌کند

کشتی نوح است گویی گشته بر طوفان سوار

هرکه از چشم ترم نعلین در پا می‌کند

پیش آزادان بود قدر اسیران بیشتر

بر سر سرو سهی قمری ازان جا می‌کند

از ترحم بر دل ما ناخنی هرگز نزد

آنکه از کار گرفتاران گره وا می‌کند

در دل بیرحم خوبان هیچ تاثیری نکرد

ناله قدسی که جا در سنگ خارا می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و تأثیرات آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به زیبایی و لطافت عشق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق چقدر می‌تواند بر وجود انسان‌ها تأثیر مثبت یا منفی بگذارد. از تصاویر مختلفی مانند خامه، لاله و طوفان استفاده می‌شود تا عمق عواطف عاشقانه و دردهای ناشی از آن را نشان دهد. شاعر همچنین به بی‌اعتباری عمر و بی‌توجهی به کشتگان عشق اشاره می‌کند و از درد و رنج ناشی از غم سخن می‌گوید. در نهایت، بیان می‌کند که عشق و محبت خاصی که با دیگران دارد، برقراری ارتباط عمیق‌تری را با معشوق فراهم می‌آورد.