نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل پر حسرتم از سادگی در بزم تنهایی

بساط آرزو با یاد آن سیب ذقن چیند

مبر نزدیک عارض، دسته گل بهر بوییدن

لب هر غنچه تا کی بوسه زان کنج دهن چیند؟

چه بی‌دردست از داغ محبت، آن تماشایی

که در گلشن بود تا لاله، نسرین و سمن چیند

ز چشم افتادگان را هم صبا محروم نگذارد

مشام پیر کنعان، گل ز بوی پیرهن چیند

مرا هست از خیالش انجمن چون غنچه در خلوت

اگر خلوت‌نشین دامان خویش از انجمن چیند

ندارد طبع قدسی چشم بر نیک و بد عالم

نه از دریا گهر جوید، نه از مجلس سخن چیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار، از تنهایی و حسرت‌های درونی خود سخن می‌گوید. او به سادگی و آرزوهای خود در جمع‌های تنهایی اندیشیده و با یاد آن شخص خاص، دلش پر از درد و حسرت شده است. او همچنین به زیبایی‌های گل‌ها و عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که احساس عمیق عشق و تعلق، مشابه غنچه‌ای است که در خلوت خود به آن فکر می‌کند. به طور کلی، این شعر تمایلات عاطفی و غم‌های درونی را به تصویر می‌کشد و به تضاد بین دل‌باختگی و بی‌تفاوتی به دنیا اشاره دارد.