شمارهٔ ۲۹۰ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
چه عجب گر گلهمندیم ز تاثیر نفس
راز من چون نشود فاش، که در سینه تنگ
ناله را پا نتوان بست به زنجیر نفس
وصل تو لطف الهیست، وگرنه این بخت
ندهد دست، به فکر دل و تدبیر نفس
بعد عمری که به پرسیدن ما آمدهای
دست دهشت شده در سینه گلوگیر نفس
قدسی ار یار گذشت از تو و آهی نزدی
دهشت این کرد، مپندار ز تقصیر نفس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اثرات و تأثیرات نفس و روح انسانی است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که نفسی که تأثیر عمیقی بر روح و وجود انسان دارد، نمیتواند بیصدا بماند و احساسات و رازهای درون را به سختی میتوان پنهان کرد. او به وصال محبوب به عنوان لطفی از جانب خدا اشاره میکند و میگوید که پس از سالها انتظار، حالا که محبوب آمده، احساسات عمیق و گلوگیر نفس را تجربه میکند. در نهایت، تأکید میکند که اگر محبوبی به او نزدیک شود، هیچ تقصیری از جانب نفس وجود نخواهد داشت و این احساسات ناشی از عشق و ارتباط عمیق روحی است.