شمارهٔ ۲۹۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کوی تو فردوس تمنی نکند کس
با نور رخت، یاد تجلی نکند کس
هرجا رسم، اظهار کنم بیکسی خویش
کز کشتنم اندیشه دعوی نکند کس
بی دولت دیدار تو آرام محال است
گر دل به خیال تو تسلی نکند کس
صحت بر ما خستهدلان راه ندارد
اینجا هوس شربت عیسی نکند کس
نظاره غم از دل بیدرد چه جویی
بینش طمع از دیده اعمی نکند کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و longing به محبوب است. شاعر بیان میکند که در حضور محبوب هیچکس آرزوی بهشت را ندارد و یاد او در دلها باقیست. او از تنهایی خود سخن میگوید و احساس میکند که هیچکس نمیتواند درد و غم او را درک کند. دیدار محبوب برای او آرزویی محال است و آرامش را بدون او نمیتواند حس کند. همچنین، اشاره میکند که در دل خستهاش امیدی به درمان وجود ندارد و هیچکس نمیتواند غم او را درک کند. در نهایت، اثر عشق و انتظار را در زندگی بیکسی و ناامیدی خود به تصویر میکشد.