نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش

دست نوازشی به سر آفتاب کش

تا فتنه جهان نکند دست و پا دراز

دستی به فرق غمزه حاضر جواب کش

زاهد، خلاف عشق بتان کرده‌ای عمل

بر فعل خویشتن، قلم ناصواب کش

اهل هوس به ما سخن امروز سر کنند

گو ماجرای عشق به روز حساب کش

شاید به خواب، روی نماید خیال دوست

ای چشم تر، سری به گریبان خواب کش

مگذار در تپیدن دل نیم‌بسملم

گو تن دمی چو دل ستم اضطراب کش

پیش از نسیم رفت به منزل، سوار عشق

ای عقل گنده پیر، خری در خلاب کش

پیکان او به دیده‌ات از اشک بسته زنگ

قدسی ترا که گفت که آیینه آب کش؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تحلیل مسائل عشق و غم و اندوهی که در زندگی مردم وجود دارد، می‌پردازد. او با اشاره به نقاب‌های ظاهری که بر چهره‌ها است، خواهان آسایش و نوازش به مردم است. شاعر از زاهدان انتقاد می‌کند که به عشق بتان به‌درستی عمل نکرده‌اند و زوایای عشق را به سخره می‌گیرند. او همچنین ابراز امیدواری می‌کند که در خواب، خیال دوستش نمایان شود و از دل دردمندش می‌گوید. شاعر تاحدی به عقل و خرد نیز انتقاد کرده و عشق را بر هر چیز دیگر مقدم می‌داند. در نهایت با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به عمق احساسات انسانی اشاره می‌کند.