شمارهٔ ۳۰ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میزند نشتر تدبیر شب و روز مرا
مصلحت چیست به این مصلحت آموز مرا؟
هست حق نمکی بر منش از دیده شور
آنکه چشم بدش افکند به این روز مرا
عید نوروز من آنست که پیشم باشی
چون نباشی تو چه عیدست و چه نوروز مرا؟
طبعم افسرده شد از فکر حریفی خواهم
که کند گرم به یک بیت گلوسوز مرا
میبرد هر نفسم بر سر راهی چو صبا
بوالهوس کرده نگاه هوساندوز مرا
کرده انگشتنما داغ جنونم قدسی
چه کند بهتر ازین کوکب فیروز مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساساتی از درد و longing را بیان میکند. او از شرایط زندگی که به نظرتش دردناک و پر از چالش است، میگوید و از این که تدبیر روزها چه تاثیری بر او دارد، مینالد. در عید نوروز، تنها بودنش را غم انگیز میداند و میگوید عیدش زمانی است که معشوقش در کنارش باشد. همچنین او به دنبال یک فرد خاص است که بتواند دلش را گرم کند و زندگیاش را سرشار از شادی کند، و از نظرات دیگران دربارهاش و عشقش به شدت درگیر است. در نهایت، او احساس دلتنگی و سردی را که به خاطر فقدان آن معشوق دارد، بیان میکند.