شمارهٔ ۳۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
صد آتشخانه باید تا کند روشن چراغم را
بهارم خرمی از تازهروییهای او دارد
وگرنه غنچهای دارد به دل سامان باغم را
نیم گمگشته شوق چراغ و آرزوی گل
چرا از بلبل و پروانه میجویی سراغم را
ز چشمم چند جوشد خون دل چون باده ای ساقی
به رغم دیده پرخون بیا پر کن ایاغم را
پریشان شد دماغم ای نسیم صبحدم برخیز
ز بوی سنبل زلفش معطر کن دماغم را
دلم را طاقت محرومی غم کی بود قدسی؟
فراق صحبت پروانه میسوزد چراغم را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف عشق و احساسات خود میپردازد و بیان میکند که برای شعلهور شدن عشقش تنها یک عاشق کافی نیست، بلکه به چندین عشق و محبت نیاز دارد. بهار به خاطر زیبایی محبوبش به او زندگی میبخشد وگرنه شکوفهای برای دلش نخواهد بود. او از دوری محبوب میسوزد و به شدت شوق دیدار او را دارد. شاعر به استفاده از تصاویر زیبا و حسی مانند خون دل و عطر سنبل اشاره میکند که نشاندهنده عمیق بودن احساسش است و در نهایت بیان میکند که طاقت دوری محبوب را ندارد و این فقدان بر روح و وجودش اثر منفی میگذارد.