شمارهٔ ۳۰۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق خواهی، خنده را بر لب کش و دلتنگ باش
آشتی کن با غم و با عافیت در جنگ باش
دشمن خود باش، اما دوست شو با دیگران
بر سر یاران گل و بر شیشه خود سنگ باش
عشق خواهی، بی شکستی کی شود کارت درست
در کف معشوق دل، بر روی عاشق، رنگ باش
پهلوی مجنون رو و فارغ نشین از ننگ و نام
شهر بر دیوانه صحرانشین گو تنگ باش
اهل مجلس را به هر نوعی که باشد، می نواز
بر لب ساقی می و در دست مطرب چنگ باش
باعث اندوه و شادی، اختلاط مردم است
آشنا با کس مشو، فارغ ز صلح و جنگ باش
شوق هرجا مجلسآرایی نماید، باده شو
عشق هرگه نغمهپردازی کند، آهنگ باش
قرب و بعد آرزو دارند هریک لذتی
در بیابان طلب، گه گام و گه فرسنگ باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و احساسات مرتبط با آن میپردازد. او توصیه میکند که انسان باید با غم آشتی کند و در زندگی خود بین شادی و غم تعادل برقرار نماید. ارتباط با دیگران را مهم میداند و به این نکته اشاره میکند که میتوانیم با دیگران دوستی کنیم، در حالی که با خود سختگیری کنیم. شاعر همچنین به اهمیت باده و عشق در زندگی اجتماعی اشاره میکند و میگوید که این مسائل باعث شادی و اندوه مردم میشوند. او به این نتیجه میرسد که عشق و شوق باید در زندگی حضوری فعال داشته باشند و انسان باید در جستجوی لذتها و زیباییها باشد. در نهایت، شاعر بر اهمیت تلاش در جستجوی عشق و دوری از انزوا تأکید دارد.