شمارهٔ ۳۰۳ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هستیم با تو بر سر عهد قدیم خویش
ما گم نکردهایم ره مستقیم خویش
در بیخودی ز جور تو کردم شکایتی
شرمندهام بسی ز گناه عظیم خویش
هرگز به بخت تیره خود برنیامدم
کافر زبون مباد به دست غنیم خویش
گر دیر کرد پرسش ما یار، عیب نیست
بیمار عشق، ناز کشد از حکیم خویش
شکر خدا که کوی خرابات منزل است
گر کعبه ره نداد مرا در حریم خویش
در حیرتم که از چه مرا کشت نکهتش
آن گل که مرده زنده کند از شمیم خویش
از ما مدار نکهت پیراهنی دریغ
گل کی کند مضایقهای در نسیم خویش
از قرب و بعد، شکر و شکایت نمیکنم
شستم در آب، دفتر امید و بیم خویش
زان توبه کردهای که شرابت نمیدهند
قدسی مباش غره به نفس سلیم خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و تعهد عاشقانه پرداخته است. شاعر با تأکید بر وفاداری به عهد و مسیر مستقیم خود، از درد و رنج ناشی از جدایی و ظلم معشوق شکایت میکند. او به خودآزاری و گناهانی که مرتکب شده اعتراف میکند و در عین حال، امید به عشق و خویشتن را از دست نمیدهد. شاعر به زیبایی و تاثیر نیروی عشق اشاره میکند و نشان میدهد که در مواجهه با مشکلات نیز نمیتواند از عشق خود دست بکشد. در نهایت، او به ناپسندیهای ظاهری و توهمات مرتبط با تقدس میپردازد و تاکید میکند که نباید خود را فریب داد.