نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۴ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هرکسی شاد به سال نو و نوروزی خویش

دل شوریده عاشق به غم‌اندوزی خویش

شب تاریک مرا روشنی از آه من است

برو ای شمع، تو و انجمن‌افروزی خویش

دیده زخمم ازان پیش که روشن گردد

دیده بر تیغ جفای تو رقم، روزی خویش

من شوریده کجا و غم ناموس کجا

برو ای عقل و ببر مصلحت‌آموزی خویش

کوکب بخت کس از سعی نگردد فیروز

خویش را چند کنم رنجه به دلسوزی خویش؟

ما چو قدسی نمک خوان سیه‌بختانیم

بخت ما چون نبود شاد ز بهروزی خویش؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات متناقض خود در سال نو و نوروز اشاره می‌کند. او از یک سو شاد و امیدوار است، اما از سوی دیگر، دلش پر از غم و اندوه است. شعله‌ای از امید در شب تاریکی که تجربه می‌کند، وجود دارد، اما یادآوری درد و رنج‌های گذشته‌اش باعث ناراحتی‌اش می‌شود. شاعر به عقل و مصلحت‌جویی اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که با وجود تلاش و سخت‌کوشی، بخت و شانس همیشه در کنار او نیست. در نهایت، او خود را مانند موجودات مقدس می‌داند که به خاطر بخت بدشان نمی‌توانند از خوشی‌ها بهره‌مند شوند.