نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما

آستین سوزد اگر چیند نم از رخسار ما

سبحه بر کف، توبه بر لب، دل پر از ذوق گناه

معصیت را خنده می‌آید ز استغفار ما

نشکفد در سینه دل بی زخم تیغ غمزه‌ای

تا نگردد خون نخندد غنچه گلزار ما

خویش را قدسی بر آتش نه بسوزان تا به کی

ننگ دین و کفر گردد سبحه و زنار ما؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق، اندوه و تضادهای انسانی می‌پردازد. شاعر از دل افگار خود صحبت می‌کند و به تأثیرات عشق و گناه بر روح و زندگی‌اش اشاره می‌کند. او به جدایی میان توبه و گناه می‌پردازد و نشان می‌دهد که با وجود استغفار، هنوز لذت‌های دنیوی او را رها نمی‌کنند. همچنین به اشاراتی درباره عمق درد و غم قلبی و عدم امکان آرامش اشاره شده است. در نهایت، شاعر از عواطف انسانی و ارتباط آن با دین و ایمان سخن می‌گوید و نگاهی انتقادی به پیوندهای معنوی و دنیوی دارد.