نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۱ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم

زنجیر به گردن بسپارید به خاکم

نگذاشت به خواب عدمم شیون بلبل

گل ریخته بودند مگر بر سر خاکم؟

از کین تو ترسم، نه ز بی‌مهری افلاک

گر کینه نجویی تو، ز افلاک چه باکم؟

غلتم چو صبا در چمن کوی تو بر خاک

تا بوی تو آید چو گل از خرقه چاکم

تا لعل تو آلوده می گشت، ز غیرت

آغشته به خون است رگ و ریشه چو تاکم

تا جا به چمن ساختم، از گریه بلبل

آلوده به خون است چو گل، خرقه چاکم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی است. شاعر در آن به احساس رنج و عذاب ناشی از دوری معشوق اشاره می‌کند و از زنجیری که بر گردن اوست، به عنوان نمادی از محدودیت و غم یاد می‌کند. او از این می‌ترسد که هیچ کس بعد از مرگش یاد او را نکند. همچنین شاعر به زیبایی‌های طبیعت و تشبیه خود به گل و بلبل اشاره می‌کند و از آتش عشق و غیرت خود نسبت به معشوق سخن می‌گوید. در نهایت، او بیان می‌کند که با وجود این درد و رنج‌ها، عشقش به معشوق همچنان زنده و پایدار است.