شمارهٔ ۳۳۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
گر غنچه بشکفد، قدم از باغ پس کشم
دست از ستم مدار، که از بیم خوی تو
در روز حشر هم نتوانم نفس کشم
دنبال محمل تو خروشان فتادهام
تا نالهای به روی صدای جرس کشم
تا خار راه هم نشوند اهل روزگار
دامن چو شعله کاش بر این مشت خس کشم
مرغان باغ، شیفته ناله منند
گر نالهای کشم همه در راه قفس کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود درباره عشق و آزادی میپردازد. او از درد و رنجی که به خاطر عشقش متحمل میشود، ناله میکند و اظهار میکند که حتی در روز رستاخیز نیز نمیتواند نفس بکشد. نه تنها به دنبال معشوقش است، بلکه با هر نالهای که میزند، تلاش میکند تا صدای خودش را به گوش دیگران برساند. شاعر به زیبایی به تصوير کشیدن احساس تعلق و آرزوی آزادی از قفس عشق و محدودیتهای زندگی میپردازد و بیان میکند که حتی خارهای راه نیز نمیتوانند او را از هدفش بازدارند. در نهایت، او به این نکته میرسد که دیگر پرندگان باغ هم به نالههای او پاسخ میدهند و این ارتباط او را به دنیای آزاد میبرد.