نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم

نداند سجده بت، از برهمن گر جدا افتم

به صد شمشیر، کوته کی شود دست تمنایم

سر ببریده فتراک تو جوید، گر ز پا افتم

نمی‌خوانم فسون عقل تا صید جنون گردم

نمی‌بندم به گردن حرز، شاید در بلا افتم

فغانم زنده دارد ناله مرغان گلشن را

مزار بلبلان گردد چمن گر از نوا افتم

من آن مرغم که گر از آشیان غم هوا گیرم

همان ساعت چو مرغ تازه پرواز از هوا افتم

فریب آشنایان بین، که روز وصل جانان هم

به فکر ناامیدی از نگاه آشنا افتم

دماغم برنمی‌تابد ز سودا عطر گل قدسی

همان بهتر که روزی چند از چشم صبا افتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و افکار خود درباره عشق و دلتنگی می‌پردازد. او اشاره می‌کند که اگر به حرم عشق نرود، برایش مهم نیست و اگر از پا بیفتد، کسی متوجه نمی‌شود. او به شدت به عشق و تمنای خود پایبند است و می‌گوید که حتی اگر با شمشیر هم دستش را کوتاه کنند، باز هم در پی عشق خواهد بود. شاعر از جدایی و دوری سخن می‌گوید و خودش را به پرنده‌ای تشبیه می‌کند که اگر از آشیان غم خارج شود، به سرعت پرواز خواهد کرد. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که در روز وصل، نباید ناامید باشد و از جذبهٔ عطر گل قدسی نیز سخن می‌گوید. در کل، شعر پر از احساسات عاشقانه و عمیق است که به طرز زیبایی بیان شده است.