نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۷ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لبی از زمزمه عشق، خروشان دارم

گرم آه سحرم، سینه جوشان دارم

غرضم نغمه دردست چو بلبل به وصال

گل در آغوش و لب از ناله خروشان دارم

مایه گریه ز ریش دل و داغ جگرست

چشم ازان بر ره خونابه‌فروشان دارم

صحبت اهل ورع، گرد ملال انگیزد

سر همدوشی میخانه‌بدوشان دارم

من گرفتار گرفتاری عشقم قدسی

حلقه در گوش دل از حلقه‌بگوشان دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و درد جدایی سخن می‌گوید. او از شور و شوق درونی‌اش می‌نویسد که به مانند نغمه‌ای غمگین به گوش می‌رسد. دلش پر از غم و آتش عشق است و در عین حال به زیبایی‌های عشق هم اشاره می‌کند. همچنین، او به سرگشتگی و گرفتاری‌های ناشی از عشق اشاره کرده و در نهایت بیان می‌کند که این عشق او را به حالتی عارفانه و قدسی رسانده است. شاعر به ارتباط روحی و عمیقش با معشوق و اثرات آن بر زندگی‌اش نیز اشاره دارد.