نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از لعل لبت جز طمع خام ندارم

دارم هوس کام، اگر کام ندارم

دل را به خیال از تو تسلی نتوان کرد

بشتاب که من طاقت پیغام ندارم

ترکی به نگه کرده مرا مست، حریفان

معذور که پروای می و جام ندارم

ای آتش سوزان، چو سپند سر آتش

تا روی ترا دیده‌ام آرام ندارم

دشنامی ازو باز کشیدم به دعا من

هرچند لبت گفت که دشنام ندارم

خوش می‌گذرد خوش، به پریشانی‌ام اوقات

تا زلف پریشان نکنی، شام ندارم

بر گرد دل از شوق تمنای تو گردم

در کوی تو گر جا به در و بام ندارم

گشتم به کمند تو گرفتار چو قدسی

پروای گرفتاری ایام ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر عشق و اشتیاق شدید خود را نسبت به یک معشوق بیان می‌کند. او از نداشتن امید به وصال و تنها داشتن آرزوهای خام می‌گوید. دلش نمی‌تواند از خیال معشوق آرام بگیرد و به شدت منتظر پیغام اوست. شاعر احساس بی‌تابی و سوز را به تصویر می‌کشد و می‌گوید که با وجود تمام مشکلات، خوشی را در پریشانی خود می‌بیند. او می‌خواهد به عشق و تمنای معشوقش ادامه دهد، حتی اگر در این راه دچار سختی و گرفتاری شود. شاعرنتوانستن از درد و خوشی‌های عشق را به زیبایی بیان می‌کند.