نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۴ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

داغ سودایم، به سوی سینه‌ریشان می‌روم

درد عشقم، رو به دلهای پریشان می‌روم

رام عشقم، کی ز زیر تیغ قاتل می‌جهم؟

زخم جویم، سوی زهرآلوده‌نیشان می‌روم

می‌گریزم پا تهی، از صحبت آسودگان

درد و غم هرجا که باشد، رو به ایشان می‌روم

بانگ استغفار بر لب، دل به ساغر می‌دهم

سبحه بر کف، جانب زنارکیشان می‌روم

بر میان زنار دارم، گرچه نامم قدسی است

خویش پاکان و برهمن سوی خویشان می‌روم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود سخن می‌گوید. او با اشتیاق و درد به سمت افرادی می‌رود که دچار پریشانی و درد عشق هستند. در مسیر خود، همواره با زخم‌ها و رنج‌هایی مواجه است و به همین دلیل از آسودگی دوری می‌کند. او در حالی که در طلب بخشش است، به سمت کسانی که به اعتقادات و باورهای مذهبی پایبندند، می‌شتابد. شاعر ضمن اشاره به نام نیک خود، به جمع کسانی که در جستجوی معنویت و نزدیکی به خدا هستند، نزدیک می‌شود و از آن‌ها درس می‌آموزد.