نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم

لب خشک شد و منت آبی نکشیدیم

چون مور ضعیف از عقب شاهسواران

گامی ندویدیم و رکابی نکشیدیم

بر خلد گذشتیم و نکردیم نگاهی

در میکده مردیم و شرابی نکشیدیم

همراه نسیم سحری عمر به سر رفت

از روی گلی، طرف نقابی نکشیدیم

بستیم ز احوال دو عالم لب پرسش

منت ز کس از بهر جوابی نکشیدیم

بر سینه ز بس داغ بهشتی‌صفتان بود

در دوزخ جاوید، عذابی نکشیدیم

قدسی چو شب و روز به رویت نگران بود

در چشمش ازان سرمه خوابی نکشیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تجربه‌های تلخ و ناامیدکننده‌اش در زندگی اشاره می‌کند. او از عدم لذت‌بردن از زندگی و باده می‌گوید و به شکست‌هایش در پیگیری آرزوها اشاره می‌کند. شاعر خود را به مورچی ضعیف توصیف می‌کند که از پی شاهسواران نرفته و در عین حال به زیبایی‌های دنیا و میکده‌های زندگی بی‌توجه بوده است. او به کمبود پرسش و جواب در روابطش اشاره کرده و از عذاب‌های درونش که ناشی از عشق و دل‌مشغولی‌هایش است، سخن می‌گوید. در نهایت، نگاه معشوق را تشبیه به سری غمگین می‌کند که از مشکلات او بی‌خبر است.