نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زخم ناخن کی برآرد مدعای سینه‌ام؟

خنجر الماس می‌باید برای سینه‌ام

آنچنان پالوده از درد کهن، اجزای من

کز برون چون شیشه ظاهر شد صفای سینه‌ام

وسعت دل می‌دهم چون غنچه شبها تا سحر

تا نباشد تنگ بهر غم، فضای سینه‌ام

اندکی از بیقراریهای دل آسودمی

در بغل بودی اگر دوزخ به جای سینه‌ام

غم چرا دلتنگی آرد بار، هرجا بگذرد؟

گرنه عمرش صرف شد در تنگنای سینه‌ام

دیدمش امروز، بیخود کرده دل در عشق چاک

آنکه می‌زد خنده، دی بر چاکهای سینه‌ام

نقش او در دیده و دل در قفای دیده است

{بیاض} مبتلای سینه‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و غم عاطفی شاعر می‌پردازد. شاعر از زخم‌های عاطفی ناشی از عشق سخن می‌گوید و به نیاز به تسلی و آرامش اشاره می‌کند. او تمایل دارد که این درد را با چیزی قوی مانند "خنجر الماس" تسکین دهد. شاعر توصیف می‌کند که وجود او به گونه‌ای پالوده و شفاف است که بروز احساساتش مانند شیشه‌ای درخشنده می‌باشد. او همچنین به وسعت قلبش اشاره دارد که به اندازه‌ای است که در شب‌ها تا صبح بیدار می‌ماند، تا به خاطر غم‌ها تنگ نشود. در نهایت، عشق و زیبایی را با آثار ماندگار در دلش مرتبط می‌داند و نقش محبوبش را در زندگی‌اش به تصویر می‌کشد.