نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من تیره‌دل و نورفشان شعله آهم

دارد شب مهتاب ز پی، روز سیاهم

غم می‌کشدم، خواه وطن، خواه غریبی

هرجا که روم، روزی برق است گیاهم

بر هر سر راهی که تو یک بار گذشتی

چون نقش قدم، تا به ابد چشم به راهم

روزی که مرا رفت سر زلف تو از دست

خندید فلک بر من و بر بخت سیاهم

بر هرچه فکندم نظر، آلوده به خون شد

خون گشت ز همخانگی اشک، نگاهم

قدسی منم آن کافر عاصی که به دوزخ

آتش عرق‌آلوده شد از شرم گناهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل‌تنگی و اندوه عمیق خود سخن می‌گوید. او شب مهتاب را در کنار درد و غم روزهای گذشته‌اش توصیف می‌کند و بیان می‌دارد که هر کجا برود، یاد عشق و شمعی از امید با اوست. به یاد کسی که از او جدا شده‌است، همچنان در انتظارش باقی مانده و غم آن جدایی را سخت می‌کشد. شاعر از احساس شکست و زحمت ناشی از گناه خود می‌گوید و به نوعی در تقابل میان عشق مقدس و گناهکار بودن قرار می‌گیرد. در نهایت، تمامی این احساسات به نوعی تنهایی و عذاب درونی اشاره دارد.