نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۱ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در غمت با گریه شام و سحر خو کرده‌ام

روز و شب چون ابر با مژگان تر خو کرده‌ام

گل نمی‌خواهم، پر است از پاره دل دامنم

می نمی‌نوشم، به خوناب جگر خو کرده‌ام

روز و شب دارم هوای لعل آن شیرین پسر

طوطی‌ام، نبود عجب گر با شکر خو کرده‌ام

کس نیارد بر سر من آن ستم‌اندیش را

همچو قدسی با دعای بی‌اثر خو کرده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق غم و اندوه گو شاعر است. او با اشک شب و روز خود را آرام می‌کند و در این حالت، غم را چون ابرهای باران‌زا تجربه می‌کند. شاعر از زیبایی و عشق به معشوق خود سخن می‌گوید، ولی در عین حال، او به جای شادی و لذت، با درد و حسرت زندگی می‌کند. همچنین، او به این نکته اشاره دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند به او کمک کند و او ناگزیر باید با مشکلات و ستم‌های عشقش کنار بیاید. به طور کلی، این شعر نشان‌دهنده عمق احساسات و درگیری‌های عاطفی شاعر است.