نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از ازل کشته آن طرز نگاه آمده‌ایم

صد گره در دل ازان زلف سیاه آمده‌ایم

بر سر کوی تو هر صبح چو آیینه مهر

همه تن چشم شده محض نگاه آمده‌ایم

موسی وادی عشقیم که تا طور وصال

همه جا با مدد شعله آه آمده‌ایم

بی گنه بر تن ما یک سر مو نیست، مگر

خوی عفویم که خواهان گناه آمده‌ایم؟

از مصیبت‌کده هجر به امید نجات

به در کعبه وصلت به پناه آمده‌ایم

بر سر چشمه حیوان تو ای کوثر لطف

به صد امید، چو لب تشنه گیاه آمده‌ایم

همچو قدسی به طواف حرم کعبه عشق

سر قدم ساخته صد مرحله راه آمده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان عشق و اشتیاق خود به محبوب پرداخته است. او از ابتدای وجود خود به نوعی با نگاه و زیبایی محبوب گره خورده و در مسیر عشق راه می‌رود. هر روز به امید وصال محبوب بیدار می‌شود و در جستجوی دیدار اوست. شاعر از درد جدایی صحبت کرده و به کعبه عشق به عنوان پناهی برای نجات و آرامش اشاره می‌کند. او خود را همچون قاصدی می‌بیند که با امید و آرزو به دنبال محبوب است و به طواف دور حرم عشق می‌پردازد. این شعر دربردارنده حس عمیق عشق، امید و جستجوی همیشگی است.