شمارهٔ ۳۸۴ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگز به بزم وصل، شبی جا نکردهام
کز رشک غیر، هجر تمنا نکردهام
از ناله بستهام لب بلبل به نالهای
گر غنچه را ز دل گرهی وا نکردهام
تمکین نگر، که سلسلهجنبان وصل را
با این هجوم شوق، تقاضا نکردهام
تن در دهم به عجز، مبادا ز خصم خویش
شرمندگی کشم که مدارا نکردهام
شب نگذراندهام که ز سیلاب چشم خویش
چون موج، جلوه بر سر دریا نکردهام
بیماریام کشیده به مرگ و ز رشک عشق
اظهار درد خود به مسیحا نکردهام
یک پیک حاجتم چو به منزل نمیرسد
خوش خاطرم ز هرچه تمنا نکردهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر بیان میکند که هرگز به جمع معشوق نرفته و از روی حسرت به عشق غیر تمنا نکرده است. او با نالههایش احساساتش را بیان کرده اما راز دلش را باز نکرده است. همچنین تاکید میکند که با وجود عشق و شوق فراوان، هرگز به صورت مستقیم درخواست وصال نکرده است. او به ضعف ناشی از عشقش اشاره میکند و میگوید که خود را به زحمت نمیاندازد و شرمنده نمیشود که چیزی خواسته باشد. شاعر از غم و بیحوصلگی خود در شبهای تار میگوید و بیان میکند که حتی در رنج و بیماری خود، دردش را به کسی نشان نداده و برای خواستههایش امیدی ندارد.