نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شسته‌ایم

لوح دلها را ز وصف نوح و طوفان شسته‌ایم

نوعروس عشق را گلگونه‌ای در کار نیست

ما ز خون کفر، اول روی ایمان شسته‌ایم

صفحه خاطر ز حرف مرهم آسودگی

از نم خون جراحت‌های پنهان شسته‌ایم

تا لب زخم دل، از آلایش افشای راز

گاه جذب سر عشق از آب پیکان شسته‌ایم

از ترشح‌کردن مژگان قدسی تا به روز

رخ به خون، هر شب چو صبح عید قربان شسته‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمثیل و تصویرسازی از احساسات و تجربه‌های انسانی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که با اشک‌های خود جهان را پاک کرده و دل‌ها را از یاد طوفان نوح شسته است. عشق را مانند نوعروس توصیف می‌کند که زینت خاصی ندارد و او از نوعی راز و کفر اولیه به ایمان جدیدی رسیده است. شاعر از زخم‌های پنهان و دردهای گذشته سخن می‌گوید که با مرهمی از سادگی و آسودگی درمان شده‌اند. همچنین، او به عشق عمیق و جذب آن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که با خون هر شب، مانند عید قربان، نماد پاکی را به نمایش گذاشته است. در واقع، این شعر تأکیدی بر پاکی، عشق، و تلاش برای فراموشی دردها و جراحات گذشته دارد.