شمارهٔ ۳۹۶ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر ز چنگ شحنه هجران امان مییافتم
از وصال یار، عمر جاودان مییافتم
خویش را پروانه میسوزد ز گرمیهای شمع
مهر میگشتم، اگر یک مهربان مییافتم
بهر هر کالای معنی، در کمین صد رهزن است
کاشکی صد گنج را یک پاسبان مییافتم
یاد باد آن سادهلوحیها که در مجلس چو شمع
هرچه در دل مینهفتم بر زبان مییافتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به حسرت و longing اشاره میکند و میگوید اگر از درد جدایی رهایی مییافت، به وصال معشوق و عمری جاودان دست پیدا میکرد. او همچنین به سوزش دل خود به علت عشق و گرمی احساساتش اشاره میکند و آرزو دارد اگر کسی مهربان پیدا میکرد، از این آتش عشق نجات مییافت. شاعر از دشواریهای زندگی و وجود موانع در مسیر معنا و احساسات حرف میزند و آرزو دارد که کاش برای گنجهای معنوی یک محافظ وجود میداشت. در نهایت، به یاد میآورد که در گذشته چقدر سادهلوح بوده و احساساتش را در مجلسی به راحتی ابراز میکرده است.