نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نهال دوستی را ریشه در خون پرورش دادم

بچش نوباوه باغم، ببین چون پرورش دادم

به غیر از پاره دل نیست دربار سرشک من

چه باشد بهره تخمی که در خون پرورش دادم

به اشک گرم من، در نوبت مجنون پر از گل بود

گلستان محبت را نه اکنون پرورش دادم

نشد چون بذل دونان، قابل نشو و نما هرگز

نهال بخت خود را از حد افزون پرورش دادم

پی تمهید رسوایی، نهال مهر خوبان را

به آب و خاک صد فرهاد و مجنون پرورش دادم

دماغم تا شود شایسته بوی بتان، قدسی

مشام خود چو گل ز اندازه بیرون پرورش دادم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از پرورش عشق و دوستی صحبت می‌کند که از خون و درد او نشأت گرفته است. او به زحمتی که برای پرورش این احساستوارد کرده، اشاره می‌کند و می‌گوید که این احساسات تنها یک دل برای او معنی دارد. او با آب و خاک عشق عمیق و خالص خود را پرورش داده و تلاش کرده تا آن را از خود ببار آورد. همچنین، او به زیبایی و ارزش‌های عاطفی که حاصل این تلاش‌هاست توجه می‌کند و از آرزوی خود برای رسیدن به نزدیک‌تر شدن به معشوق می‌گوید.