نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۹ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما حرف سود خویش برای زیان زدیم

خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم

من بعد، ما و حلقه رندان، چه سود کرد

چندان که حلقه بر در هفت آسمان زدیم

طول امل درازتر از روزگار بود

در زلف یار، دست ز کار جهان زدیم

ما را حجاب دام، نفس در قفس شکست

یک بار اگر به سهو، دم از آشیان زدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان تجربیات و احساسات خود درباره زندگی و عشق می‌پردازد. او اشاره می‌کند که در تلاش برای دستیابی به سود شخصی، به زیان‌هایی دچار شده‌اند. با یادآوری لحظات گذشته، به این نکته می‌رسد که چقدر آرزوها و امیدهایش دنباله‌دار بوده و در نهایت، گرفتار مشکلات و محدودیت‌های خود شده‌اند. او همچنین از پوچی و بی‌فایده بودن برخی تلاش‌ها صحبت می‌کند و از شکست‌ها و اشتباهاتش در زندگی یاد می‌کند. نهایتاً، او به این نتیجه می‌رسد که همانند یک پرنده از قفس آزاد شده، و می‌فهمد که ارزش هر لحظه‌ای در زندگی چقدر مهم است.