شمارهٔ ۴۰۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در خون دل از دیده خونبار نشستیم
چون دیده به خون از غم دلدار نشستیم
زان پیش که پرگار کشد دایره عشق
در دایره چون نقطه پرگار نشستیم
یک بار اگر از چمنی بی تو گذشتیم
هرگام چو گل بر سر صد خار نشستیم
در عشق ز ما عکس در آیینه نیفتد
از گرد هوس بس که سبکبار نشستیم
هر چاک ز دل، مطلع خورشید دگر شد
هرجا که به یاد تو شب تار نشستیم
هرگاه که رفتیم به یاد تو به گلزار
پهلوی گل و لاله به صد عار نشستیم
شایسته گلزار نبودیم چو بلبل
بر شعله چو پروانه سزاوار نشستیم
در حلقه اهل حرم و دیر چو قدسی
شایستهتر از سبحه و زنار نشستیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر غمگین، شاعر دیروز را با درد و غم دلدارش سپری کرده و از احساسات عمیق خود در عشق سخن میگوید. او به تصویر کشیدن دنیای عشق پرداخته و با توصیف حالتی که از یاد معشوق در دلش نقش بسته، بیان میکند که در این رابطه، از عشق و یاد او گاهی به دلتنگی و غم نشستهاند. شاعر با استفاده از نمادهایی چون گل و شمع، به ناپایداری و شکنندگی حالش اشاره میکند و در نهایت به حقیقتی اشاره دارد که در دایره عشق، جایگاهش شایستهتر از آنچه هست، میباشد. بهطور کلی، شعر بیانگر تالمات و احساسات عمیق انسانی در عشق و دلتنگی است.