شمارهٔ ۴۰۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
..............................
..............................ا میکشم
او فراهم میکشد چو غنچه جیب از روی ناز
من به صد امید، دامان تمنا میکشم
وصل را زان دوست میدارم که هجران در پی است
از برای دیده آن خاری که از پا میکشم
در چمن چون غنچه تا کی میتوان دلتنگ زیست؟
خویش را چون لاله بر دامان صحرا میکشم
عشقت از غیرت ز خود میداشتم پنهان، کنون
اندک اندک از زبان خویشتن وا میکشم
قدسی از آسیب سوز سینه و سیلاب اشک
رخت خود را گه به آتش، گه به دریا میکشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی است. شاعر از تلاش خود برای کشف و ابراز عشق سخن میگوید و به گذراندن لحظات پرالتهاب و پرشور اشاره میکند. او به وصف درد و رنج ناشی از هجران و دلتنگی پرداخته و از دردی که در دلش احساس میکند، صحبت میکند. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عشقش را به گونهای پنهان کرده بود و حالا به تدریج آن را ابراز میکند. او همچنین به تصویر زیبای طبیعت و نمادهایی مانند غنچه و لاله برای بیان احساسات خودش اشاره میکند.