نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کم خمار بگیرد، اگر شراب شوم

برآورد ره روزن، گر آفتاب شوم

چگونه با دیگران بینمت، که عکس رخت

اگر در آینه افتد، ز غیرت آب شوم

ز غیرتم شده آگاه، چون ز من رنجد

به دیگران زند آتش که من کباب شوم

به روز وصل، چو خورشید از اضطراب حجاب

گهی نقاب درم، گاه در نقاب شوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از تاثیر شراب (که نماد عشق یا شوق است) و نور آفتاب (که نماد روشنی و حقیقت است) سخن می‌گوید. شاعر نگران است که چگونه می‌تواند محبوب خود را با دیگران ببیند و احساس غیرت می‌کند. او از درد و رنجی که به خاطر جدایی از محبوب تحمل می‌کند، حرف می‌زند و به تضاد بین حجاب و ظهور در روز وصال اشاره می‌کند. به طور کلی، این اشعار نشان‌دهنده شدت عشق و احساسات عاشقانه و همچنین آلام ناشی از آن است.