شمارهٔ ۴۰۹ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
..............................
..............................انهای دارم
مخندید ای حریفان گر شمردم از شما خود را
نیم گر مست، باری گریه مستانهای دارم
ز چنگ من صبا زلفش نگیرد چون به آسانی؟
که من بسیار کم طالعتر از خود، شانهای دارم
سراغ عافیت میگیرم از هرکس که میبینم
تلاش آشنایی باز با بیگانهای دارم
به بزم دیگران تا کی چراغ انجمن باشی؟
شبی از در درآ ای شمع، من هم خانهای دارم
حریفان مست و مینا سرکش و ساقیست بیپروا
درین مجلس ز خونگرمان، همین پروانهای دارم
چرا افکندهاید از چشمم ای طفلان نمیدانم
به سنگم پرسشی، من هم دل دیوانهای دارم
به فرقم چون نگیرد طایر غم، آشیان قدسی؟
که در دامان خود از اشک، مشت دانهای دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شرح احساسات و دروننگریهای خود میپردازد. او از ناتوانی و اندوه خود سخن میگوید و به بیتوجهی دیگران اشاره میکند. شاعر از وجود یک عشق یا دوستداشتن عمیق سخن میگوید که به او آرامش نمیدهد و بر خلاف آن، او دچار غم و سوگ است. همچنین به موضوع تنهایی و تلاش برای یافتن آرامش از درون و در میانسالی اشاره میکند. در نهایت، او با اشاره به زیبایی عشق و غم آن، به نوعی در جستجوی نقطهای از سکون و خوشی است.