نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سینه پیش غم جانانه چه خواهد بودن

پیش سیلاب فنا، خانه چه خواهد بودن

شمع در محفل و گل بر سر بازار نشست

غیرت بلبل و پروانه چه خواهد بودن

از دل ماست پریشانی زلفش، ورنه

سعی باد سحر و شانه چه خواهد بودن

بی‌حجابانه نهد بر لب هرکس لب خویش

مجلس‌آرایی پیمانه چه خواهد بودن

اشک گرمم چه عجب گر به نظرها خوارست؟

کشت آتش‌زده را دانه چه خواهد بودن

گر که با خلق نیامیخته‌ام، معذورم

آشنا با دو سه بیگانه چه خواهد بودن

هیچ در هیچ بود سلطنت روی زمین

اعتبار دو سه ویرانه چه خواهد بودن

کس ندارد خبر یار چو دیوانه عشق

سخن مردم فرزانه چه خواهد بودن

گو کسی گوش مکن بر سخن من قدسی

گفتگوی من دیوانه چه خواهد بودن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر نشان‌دهنده احساسات عمیق و غم‌انگیز است. او به توصیف درد و رنج‌هایی می‌پردازد که در دل دارد و به ناامیدی‌ها و بی‌پناهی‌های انسانی اشاره می‌کند. شاعر از وضعیت زوال و فنا در زندگی صحبت کرده و می‌گوید که در مواجهه با زیبایی‌ها و عشق، همواره چیزی در خود احساس می‌کند. او به عشق و دیوانگی اشاره کرده و می‌گوید که در این دنیای بی‌رحم، هیچ چیزی ثابت و پایدار نیست. در نهایت، شاعر از بی‌اعتباری و ناپایداری دنیای مادی و انسانی می‌گوید و بیان می‌کند که دیوانگی و جستجوی عشق، حقیقت وجود انسان است.