شمارهٔ ۴۱۷ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
زلف یک سو کن که بیند آفتاب، افروختن
بس که اشک گرم از دامان مژگان ریختم
عرف شد در عهد ما آتش ز آب افروختن
هرکه از عشق منش پرسد، کند انکار، لیک
میکند خاطرنشانش در نقاب افروختن
ما چو خم از باده لبریز و همان بر حال خویش
تنگ ظرفان و به یک جام شراب افروختن
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن
یافتی در بزم وصلش راه، قدسی زیبدت
آتش غیرت به جان شیخ و شاب افروختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و عواطف عمیق است. شاعر به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که چگونه عشق و اشک او باعث شعلهور شدن احساساتش میشود. او از گذشتهها و تجربیات خود میگوید و تأکید میکند که عشق همیشه با سختیها و دردها همراه است. همچنین احساسات و دردهای ناشی از عشق را با تصاویری مانند آتش و شهاب توصیف میکند، تا عمق احساساتش را بهتر منتقل کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق، حتی در شرایط سخت، زیبایی خاصی دارد.