شمارهٔ ۴۱۹ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خموش میکند دلیر تماشای ماه من
من بعد، چشم آینه و دود آه من
تا چشم باز میکنم، از پیش رفتهای
چون شمع، کاش بر مژه بودی نگاه من
کوتاه بهترست شب ناامیدیام
مگشا گره ز طره بخت سیاه من
در دیدهام ز روی تو آتش فتادهاست
روشن شود چراغ ز تاب نگاه من
نارسته زرد بود مرا سبزه امید
رنگی نبرده باد خزان از گیاه من
قدسی، نسیم باغچه ناامیدیام
بر گلشن امید، نیفتاده راه من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف احساسات عمیق یک عاشق است که به یاد محبوبش میاندیشد. در این متن، شاعر از دلتنگی و ناامیدی در زندگی صحبت میکند و به تاثیر نگاه محبوبش بر خود اشاره دارد. او آرزو میکند که محبوبش همیشه در کنار او باشد و از روشنایی نگاهش برای روشن کردن دلش بهرهمند شود. در کل، این شعر به بیان احساساتی چون غم، امید، و زیباییهای عشق میپردازد.